alert("من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست زکنج هر دیوارش دوستهایم بنشینندآرام گل بگو گل بشنوهرکسی می خواهد وارد خانه پر عشق و فایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و رياست بر درشبرگ گلي مي كوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر "خانه دوست کجاست؟ " فريدون مشيري")/script>

همسرم - چكاوك

























چكاوك

عشق من و محمد و دلنوشته هاي من براي او

سلام عزیزم خوشحالم و خدا رو شاکر که بازم کنارم هستی

به اندازه ی همه ی عمرم و بیشتر دوستت دارم!

چکاوک عزیزم بی تو می میرم!

کنارم باش!

برای بودنت همیشه در کنارم دعا می کنم!

نوشته شده در ۱۳ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات ()

سلام بر چکاوک خوشبخت من!

سلام به همسر مهربانم! به تو که هدیه ی آقام علی ابن موسی الرضائی!

لحظه موعود(روز آزادی تو) رسید!

چکاوک من!

حال که آسوده خاطر شده ای از صدای تو حس میکنم!

آرامشی را که تو آرزویش را داشتی به دست آوردی!

خدا را شاکرم عزیزتر از جانم ای قهرمان آرزوهای من!

از شادی تو شادم!لبخند

روز عید غدیر هدیه من به تو عزیز تر ازجانم!

آزادی تو ای چکاوک من از قفس است!

منتظر باش!

حرم آقا امام رضا(ع)که رفتیم التماس دعا!پیشاپیش عید غدیر بر شما مبارک

روز عید غدیر من و چکاوک زیر یه سقف زندگی خواهیم کرد.

برای ما دعا کنیــــــــــــــــد.

نوشته شده در ٢٧ آبان ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات ()

گفتی بهانه ی گریه هات چیه؟!

بهانه ی گریه هام این روزا اینه که تو رو از دست بدم اینکه دارن کاری می کنن بین من و تو فاصله بیافته!گریه

چکاوک من!

دلسوزی نمی کنن دخالته گلم!

بهانه ی گریه هایم در آغوش تو همسر عزیزم اینه که با دخالتاشون وادار می کنن تصمیمای بد بگیرم!

بهانه ی گریه دارم عزیز دلم!گریه

گریهگریهگریه

نوشته شده در ۱٦ آبان ۱۳۸٩ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات ()

سلام به محمد گلم!

این روزها تو به جای من صبر میکنی!

این روزها تو برام مهربونی میکنی!

من و شرمنده کردی عزیز!

خدا رو شکر میکنم!

فقط برام دعا کن بتونم با مشکلات کنار بیام!قلب

نوشته شده در ٢ آبان ۱۳۸٩ساعت ٦:۳٢ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات ()

 

 

سلام محمد عزیز!

دیروز یه عالمه نوشتم با اشک چشمانم از آنچه نباید به تو بگویمگریه

چون می دونم تو بیشتر از من غصه می خوریناراحت

ولی نمی دونم چی شده دوباره باید بنویسم!تعجبسوال

راستی از دیروز بی قراریمنتظر

چون دارم میام بیارمت خونه

می دونم انتظار سخته و سخت ترش همون زندانمنتظر

نوشته شده در ۱٥ مهر ۱۳۸٩ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات ()

کی از قفس بیرون  میام؟!

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱٤ مهر ۱۳۸٩ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات ()

سلام!

سلام به عزیزترینم!

چکاوک دل من!

هدیه من به تو این وبلاگ به اسم خودت!

می نویسم برای تو

دوستت دارمقلب

 

 

قلبقلب

 

نوشته شده در ۱۳ مهر ۱۳۸٩ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات ()


Design By : Pichak