alert("من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست زکنج هر دیوارش دوستهایم بنشینندآرام گل بگو گل بشنوهرکسی می خواهد وارد خانه پر عشق و فایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و رياست بر درشبرگ گلي مي كوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر "خانه دوست کجاست؟ " فريدون مشيري")/script>

دلنوشته - چكاوك

























چكاوك

عشق من و محمد و دلنوشته هاي من براي او

سلام به دوستای بامرامم!

اومدم تشکر کنم!

سرم شلوغ نیست!

با همسرم زندگی میکنم گاهی خنده و گاهی گریه!

از خدا میخوام صبرم بده!

از شمام میخوام دعامون کنید!

اینکه خوب خوب بشه

بازم میامقلبماچ

نوشته شده در ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات ()

دلم تنگ است
نمی دانم چرا آوازهای خانه بی رنگ است
هوا سرد است و
ساز بودن من نیز بد آهنگ است
تو می دانی که بودن بی تو بدرنگ است
ردای عشق  خوش رنگ است
دلم از پرتو عشق تو سرمست است
و این دنیا برای من کمی تنگ است
سرم منگ است
دل گنجشک های خانه از سنگ است 
صدایشان بد آهنگ است

وزین  دوری
تمام بودن من خالی از رنگ است


دل من باز هم بی تو کمی تنگ است

 

 

نوشته شده در ٢٦ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط زهرا نظرات ()

برای ما جنگ تموم شده ولی برای تو هنوز جنگ هست!

هنوز صدای موج انفجار را می شنوی هنوز عده ای تو را به حال خود نمی گذارند!

انگار که جنگ تموم نشده و با تو کار داره!

همسر عزیزم وقتی با خوردن داروهات به خواب می ری صدای خرناس تو تازه برایم ارامش بخش استلبخندقلب

چون که از هیاهوی جنگ راحت شدی!

بیدار که میشی برای تو باز جنگ جدید شروع میشه!گریهگریه

بیدارت نکنم بهتره چون

به ارامش رسیدی و از تموم دغدغه های منم راحتی

دیگه نمی بینه استرسهای من و

وقتی چینهای جمع شده بر پیشانیت را می بینم حدس می زنم ذهنت مشغوله!ناراحت

می پرسم و در جوابم می گی:

نگران خودم و خودت و آیندمونم!

این همه سفارش کردم که من می تونم از پسش بر بیام!

ولی تو اینقدر تیز  و نکته بینی که ذهن من و می خونی!عینک

ازم می خوای زیاد فکر نکنم!عینک

....نگران

 

 

نوشته شده در ۱٩ مهر ۱۳۸٩ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ توسط زهرا نظرات ()


Design By : Pichak